السيد محمد حسين الطهراني

97

امام شناسى (فارسى)

اى اهل محبّت و دوستى من ، برخيزيد بيائيد ، بيائيد ، بيائيد ، و همين طور حضرت آنها را به سوى خود كشيد تا آنكه آنها را پهلوى خود بدون فاصله نشانيد ، و سپس به حاجب فرمود : چند مرتبه آنها را از آمدن و داخل شدن بازداشتى ؟ عرض كرد : شصت مرتبه ، فرمود : حال شصت مرتبه متوالى و پى در پى به سوى آنها رفت و آمد كن و در هر مرتبه به آنها سلام كن و سلام مرا نيز برسان ، بدرستى كه آنها به واسطهء توجه و استغفارى كه نمودند تمام گناهان خود را دربارهء اين ادّعاى بزرگ محو و نابود كردند ، و مستحقّ مراتب كرامت شدند چون از محبّين و مواليان ما هستند ، اينك از حال آنها و حال عيالات آنها پرسان شو ، و آنچه سزاوار است از نفقات و هدايا و تحف و صله به آنان اعطاء كن ، و در رفع گرفتارىهاى آنان بكوش » . « 1 » و از كتاب « صفات الشّيعهء » صدوق با اسناد خود روايت است از ابو العبّاس دينورى ، از محمّد ابن حنفيّه كه او روايت كند كه : « بعد از واقعهء جنگ جمل كه امير المؤمنين عليه السّلام وارد بصره شدند ، احنف بن قيس غذائى تهيّه كرد و خدمت آن حضرت و اصحاب آن حضرت پيغامى فرستاده و دعوت كرد . حضرت تشريف آورد و فرمود : اصحاب مرا بخوان كه در اينجا بيايند . جماعتى با خشوع آمدند كه از شدّت عبادت مانند مشكهاى پوسيده بودند . احنف بن قيس عرض كرد : يا امير المؤمنين اين چه واقعه‌اى است كه بر آنها فرود آمده ، آيا از كمى غذا و گرسنگى است يا از ترس جنگ به اين حال در آمده‌اند ؟ حضرت فرمود : چنين نيست اى احنف ، خداوند جماعتى را در دنيا برگزيده كه از دنيا اعراض كنند و دل در مقام عبوديّت ، فقط به ساحت او دهند مانند كسانى كه قيامت را مشاهده كرده باشند ، و از اهوال قيامت قبل از مشاهدهء آن باخبر شوند ، و در اين صورت نفس‌هاى خود را بر تحمّل مشكلات در راه رضاى خدا آماده كرده‌اند ، و چون ياد صبح روز حشر را كنند كه در مقام عرض در پيشگاه خدا قرار گيرند در خيال خود گذرانند يك تنورهء عظيمى از آتش سر برون كرده و همهء خلائق به سوى خدا محشور و مجتمع‌اند ، و نامهء عمل آنها كه تمام فضائح كردارها در آن نگاشته شده در مقابل ديدگان همهء مردم باز شده است ، پس نزديك است كه جان آنها مانند شمع آب شود يا دلهاى آنان با بالهاى ترس و وحشت

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 15 كتاب الايمان ص 144 .